الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

447

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

مقالهء يازدهم ، و اين مطلوب است . 1143 - اختلاف در قدم و حدوث كلام بدان ! اصحاب علوم در قدم و حدوث كلام ، اختلاف نموده‌اند . جمعى بر اثبات قدم آن دليل آورده‌اند كه كلام از صفات الهى و صفات الهى همگى قديم‌اند . كلام هم قديم است و بعضى بر حدوث آن اقامهء ادلّه و برهان كرده‌اند كه كلام مرتّب الاجزاء وجود هر جزء از آن مشروط به فناى جزء ديگر و هرچه كه به اين صفت متّصف باشد ، حادث است پس كلام نيز بايد حادث باشد . « معتزله » كه و اصل بن عطا بوده و اختيار حدوث را نموده‌اند ، صغراى قياس اوّل و كراميه نيز كبراى قياس را منع نموده‌اند و « اشاعره » كه قايل به قدم‌اند ، صغراى قياس دوم و « حنابله » ، كبراى آن قياس را ممنوع داشته‌اند . اقرب به حق در اين كلام اين است كه ، كلام به دو معنى اطلاق مىشود : نفسى و لسانى . كلام لسانى را نيز دو قسم مىباشد . يكى اين‌كه متكلّم راست بالفعل و ديگر اين‌كه متكلّم راست بالقوه و هريك را از اين سه قسم به اضداد معلوم مىتوان كرد . مثلا كلام نفسى ، عدم نسيان است و كلام لسانى ، بالفعل ، عدم سكوت و كلام لسانى ، بالقوه ، عدم گنگى و كلام معنى نيز اعم است از مدلول لفظ و از قايم بالغير . چون « شيخ اشعرى » گفته بود : كلام معنى نفسى است ، علماى كلام چنان فهميده‌اند كه غرض اشعرى از كلام معنى مدلول لفظ بوده . در اين صورت اعتراض آورده‌اند كه در زعم اشعرى بايد الفاظ قرآن متّصف به وصف حدوث باشند و از حدوث الفاظ قرآن ، فواسد چند مانند عدم تكفير منكر كلاميّت الهى ما بين الدّفتين را و عدم وقوع معارضه و تحدّى به كلام اللّه با اين‌كه تكفير و اقرار به معارضه از ضروريّات دين‌اند ، وارد مىشوند . قاضى « عضد الدّين » گفته : مراد اشعرى به كلام نفسى ، معنى دوم بوده كه شامل لفظ و معنى و مكتوب در مصاحف و مقروبه السن و محفوظ فى الصدور است و كلام به اين معنى ، غير قرائت و حفظ و كتابتى است كه حادث‌اند . اين‌كه گفته‌اند : الفاظ چون به وصف ترتيبى كه مستلزم حدوث است ، متّصف مىباشد ، بايد حادث باشند ، در جواب مىتوان گفت : در كلام نفسى مانند ، قرائتى كه قائم به نفس حافظ است ، ترتيب نمىباشد و دلايلى كه از براى حدوث الفاظ آورده‌اند ، مختصّ الفاظ مخلوقىاند كه قادر بر نظم الفاظ در رشتهء بيان بدون ترتيب نيستند ، هرچند ظاهر بحث ، مخالف آن است كه علماى متأخّرين اختيار نموده‌اند . نهايت بعد از اندك تأمّلى و ادنى